حضرت امام جعفر صادق(عليه السّلام) فرمودند:
زمانى كه حق تعالى جناب آدم(عليه السّلام) را از بهشت به زمين فرود آورد دانهها و خالهاى سياهى در صورت و نيز از فرق سر تا پاهاى آن حضرت ظاهر شد پس حزن و گريه آن جناب از اين بابت به درازا كشيد و مدّتها غم و غصه حضرتش را آزار مىداد تا هنگامى كه جبرئيل (عليه السّلام) نزدش آمد و عرض كرد: چه شما را به گریه انداخته؟
حضرت فرمود: اين خالهاى سياه كه در من ظاهر شده است.
جبرئيل(عليه السّلام) عرض كرد: بايست و نماز بخوان، الآن وقت نماز اوّل است، آدم(عليه السّلام) ايستاد و نماز گذارد، پس خالها تا گردن زايل و بر طرف شدند.
جبرئيل در وقت نماز دوم به نزدش آمد و عرضه داشت: بايست و نماز بخوان كه اينك وقت نماز دوّم مىباشد، جناب آدم(عليه السّلام) ايستاد و نماز گذارد بلافاصله خالها تا ناف بر طرف شدند.
در مرتبه سوّم به نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: برخيز و نماز بخوان كه اكنون وقت نماز سوّم مىباشد، جناب آدم(عليه السّلام) نماز سوّم را خواند پس خالها تا سر زانو محو شدند.
آنگاه جبرئيل (عليه السّلام) در وقت نماز چهارم نزدش آمد و عرضه داشت: بايست و نماز بگذار كه اين ساعت وقت نماز چهارم است، پس حضرت ايستاد و نماز خواند پس خالهاى سياه تا قدمهاى آن حضرت محو شدند.
و بالاخره براى بار پنجم در وقت نماز پنجم جبرئيل(عليه السّلام) به نزد حضرتش آمد و عرضه داشت: بايست و نماز بخوان كه فعلا وقت نماز پنجم مىباشد، آدم(عليه السّلام) ايستاد و نماز گذارد و بلافاصله تمام نقاط و خالهاى سياه از وى محو گرديد، آن جناب حمد الهى و ثناء بارى تعالى را بجا آورد.
جبرئيل عرضه داشت: اى آدم مثل فرزندان تو در اين نمازها همچون مثل تو است در اين نقطههاى سياه، هر كدام از فرزندانت در هر روز و شب اين پنج نماز را بخوانند از گناهان و ظلمت معاصى نجات يافته همان طورى كه تو از سياهى و تيرگى اين خالها رها گرديدى.
علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى ج2ص107